2021/03/03
۱۳۹۹ چهارشنبه ۱۳ اسفند
کودکان؛ قربانی‌ سوءرفتار والدین

کودکان؛ قربانی‌ سوءرفتار والدین

گاهی وقت ها والدین فراموش می‌ کنند شخصیت رفتاری و گفتاری آن ها در مواجه با یکدیگر و دیگر همنوعان در مقابل فرزندان چگونه باید باشد و اثرات اینگونه رفتار بر فرزندان‌ و همچنین آینده آن ها چگونه خواهد بود

جامعه پویا-شنیدن کلمه ای که مادر به پدر نسبت داد، چنان ذهن کودکانه اش را آشفته کرد که برای یافتن معنای همان کلمه، آشفته و مضطرب شد، معنایی که نمی دانست چیست اما می دانست که همان کلمه باعث جدایی والدینش از یکدیگر شده است.

 

کلمه ای که دنیای کودکی را زیر و رو کرد

 ساعت 7 صبح بود که بعد از خوردن صبحانه به همراه پدرم به سمت مدرسه رفتم، احساس می کردم رفتار پدرم مثل روزهای گذشته نیست، رفتار و لحن پدرم عوض شده بود و خیلی کنجکاو بود بدانم، علت چیست، آن روز به انتها رسید و به خانه رفتم، مشق هایم را نوشتم و ثانیه شماری می کردم، پدرم از سرکار بازگردد، تقریبا ساعت ازنیمه های شب گذشته بود اما خبری از پردم نبود، از مادر سراغش را گرفتم با بی اعتنایی گفت، برو بخواب.

مدام حرف مادرم را یادآوری می کردم، آن روز که به پدرم گفت، روانی، برو خودت را درمان کن.

پیش خودم گفتم شاید به خاطر همین کلمه که نمی دانستم یعنی چه، پدرم به خانه نیامده است، فردا صبح با مادر به مدرسه رفتم، دلم برای پدرم تنگ شده بود، پس فردا هم همین طور و روزها ادامه داشت، تا اینکه متوجه شدم مادر و پدرم از هم جدا شده اند.

امیرعلی پسر بچه 10 ساله ای که مدتی از جدایی والدینش از یکدیگر می گذرد، می گوید: احساس می کنم کسی که باعث جدایی پدر و مادرم شده، من هستم و حالا که مدتی از رفتن او می گذرد، دلم برایش خیلی تنگ شده و به یاد روزهایی که با پدرم به مدرسه می رفتم، می افتم، فکر می کنم یک چیزی را گم کرده ام، هیچ چیزی نمی تواند جای پدرم را بگیرد.

پدرم، من و مادر را خیلی دوست داشت و همیشه بعد از سرکار که با دست پر به خانه می آمد یا چیزی را که دل من و مادرم دوست داشتیم و شادمان می کرد، برایمان می خرید. مدت ها بود مادرم به پدرم می گفت باید پیش دکتر بروی و خودت را درمان کنی. خیلی دوست داشتم که بفهمم این چه بیماری است که پدر دچارش شده است که مادرم اصرار به درمان پدرم دارد.

این پسربچه 10 ساله در حالی که کوهی از غصه قلبش را فرا گرفته و چشمانش نمناک شده است از دوری پدر و با انگشتان بازی می کند و گاه گاهی لب هایش را گاز می گیرد، می گوید: یک روز که مادر و پدرم با یکدیگر در اتاق خودشان بحث و مشاجره می کردند، شنیدم که مادر خطاب به پدرم گفت تو روانی هستی، اید خودت را معالجه کنی. از آن روز به بعد می ترسم که روانی چیست؟ و چرا مادرم به پدرم گفت روانی.

فردای آن روز در راه مدرسه از پدر پرسیدم، روانی یعنی چه؟ با تعجب گفت: چرا می پرسی؟ روانی حالتی از سرماخوردگی است و راه درمان آن تزریق دو عدد آمپول است و سپس خوب می شوی.

خیالم راحت شد، اما باردیگر مادرم این کلمه را تکرار کرد و به پدرم می گفت روانی هستی، یک روز از مادر هم بپرسیدم که روانی یعنی چه و چرا به پدرم می گویی روانی؟ در جواب به من گفت: به تو ربطی ندارد و باید فراموش کنی.

همیشه نگران بودم مادر یا پدرم را از دست بدهم، می خواستم، بدانم روانی یعنی تا این کلمه باعث جدایی آن ها نشود به همین دلیل از خانم معلم پرسیدم اگر یک نفر به دیگری بگوید روانی، یعنی چه؟ معلم می خواست بگوید این کلمه بدی است و بچه ها این جمله را نباید به یکدیگر خطاب کنند. مجددا پرسیدم چه معنی دارد؟ قول گرفت اگر تکرار نکنم می گوید، قول دادم. سپس معلم گفت: وقتی از یک نفر رفتارغیر معمولی سربزند به او می گویند روانی و باید از کارهای ناخوشایند خود دست بردارد. معلم تاکید کرد از این کلمه در هیچ جا استفاده نکنم.

امیرعلی که تا پیش از این به شخصیت پدرش افتخار می کرد، از آن روز به بعد هروقت پدر را می دید در ذهنش فردی روانی که کارهای غیرمعمول انجام می دهد، تصور می کرد ، از آن جایی که به او دروغ گفته بود، روانی یعنی فرد سرماخورده، بیشتر شخصیت پدر در ذهنش کوچک و کوچک تر شده بود اما اکنون که روزها و ماده ها از رفتن پدر می گذرد، بیشتر دلش برای او و شوخی و بازی هایش تنگ شده، این کودک 10 ساله رفتار نامعقولی از پدر ندیده بود و شاید درکی از این گونه رفتار ها نداشت اما با شنیدن همین یک کلمه از زبان مادر، رابطه پاک و کودکانه اش با پدر کاملا به هم ریخت...

 

*فرزندان فریب ظاهر والدین را نمی خورند

کودکان، فرشتگانی حساس و باهوش هستند و تمام رفتار و کلمات بزرگسالان زیر ذربه بین و نگاه تیز بین آن ها قرار دارد، اینکه بزرگترها چگونه با کودکان رفتار کنند و از چه کلمات و جملاتی در ارتباط با یکدیگر و فرزندان خود استفاده کنند بسیار حائز اهمیت است، شاید این مساله در نگاه اول چندان از اهمیت برخوردار نباشد اما همین نکات ریز در آینده، سرنوشت و سلامت روحی و روانی آن ها بسیار تاثیر گذار است، براین اساس روانشناسان و مشاوران امور تربیتی به مساله خودشناسی در والدین تاکید دارند، اینکه والدین در ابتدا باید خودشان را بشناسند و در گام های بعدی جایگاه خود به عنوان پدر و مادر را بشناسند تا بتوانند در ارتباط با فرزندان خود به درستی عمل کنند.

براین اساس با مهشید رابطیان روانپزشک نوجوانان در این ارتباط گفت و گویی انجام داده ایم تا بدانیم با فرزندان خود چگونه رفتار کرده و از چه کلمات و جملاتی در ارتباط با آن ها استفاده کنیم.

رابطیان گفت: گاهی وقت ها والدین فراموش می‌ کنند شخصیت رفتاری و گفتاری آن ها در مواجه با یکدیگر و دیگر همنوعان در مقابل فرزندان چگونه باید باشد و اثرات اینگونه رفتار بر فرزندان‌ و همچنین آینده آن ها چگونه خواهد بود؟ در این مواقع خود‌شناسی در بین والدین نقش اساسی ایفا می کند و باید ابتدا از خود پرسید چگونه انسانی هستم؟ چه رفتاری باید با خانواده داشته باشم؟ قرار است چه الگویی به فرزندان ارایه دهم؟ آیا فرزندان در مواجه با حقایق، آمادگی لازم را دارند؟ آستانه تحمل آن ها چه مقدار است؟

وی اظهارداشت: والدین هرچه بهتر خود را بشناسند و نگرانی‌، احساسات و خواسته‌ های خود را درک کنند، فرزندان کم ‌تر تحت فشار قرار خواهند گرفت و چه بسا آن ها وادار به شخصیتی جز آن که هستند، نخواهند شد، به این معنا که یکی از سخت ‌ترین وظایف والدین نسبت به تربیت فرزندان‌، پسر، دختر یا هر دوی آن ها، کارهایی است که ابتدا درباره خود (والدین) باید انجام دهند.

این متخصص روانپزشک کودک و نوجوان افزود: به عنوان مثال خانواده ها در صورت داشتن یک فرزند دختر، از خود بپرسند معنای زنانگی چیست؟ این حقیقت چه نقشی در زندگی دختر خانه می تواند، ایفا کند؟ والدین حتما باید با خود صادق باشند، چراکه فرزندان از هوش خوبی برخوردار بوده و از طرفی تظاهر و دروغ گفتن دیگران را فورا تشخیص می‌دهند. پس در مواجه با این سؤال و دیگر موارد، باید دقت و پاسخ لازم را ارایه دهند.

رابطیان سوال کرد: آیا تصویر از دوره زنانگی، داشتن فرزندی با موهایی صاف یا فرفری، لباس‌های تجملی و کفش‌های پاشنه‌ بلند است؟ یا یک مدیر اداره، فضا‌نورد، راننده تاکسی یا تنها یک مادر و همسر خوب؟ کدام یک؟

وی با بیان اینکه آینده نگری و هدف گذاری برای تربیت کودکان از اصول فرزند پروری است، گفت: پدر و مادر باید تصورات و اهدافی را که برای کودک خود دارند به واقعیت نزدیک و سپس فرآیند رشد آن ها را طرح ریزی کنند.

 

**امنیت روحی و جسمی فرزند

این روانپزشک گفت: ایجاد حس امنیت در خانواده بویژه بین فرزندان بسیار مساله مهمی است و والدین حتی الامکان باید سعی در جلوگیری از خدشه ‌دار شدن آن کنند، باور نوجوان مبنی‌ بر اینکه امنیتش در کنار پدر و مادر تامین یا به خطر افتاده یا محیط اطرافش قابل اعتماد بوده و به او لطمه ای وارد نخواهد شد، جزئی از مراحل فرایند رشد به شمار می رود و خانواده ها در مواجهه با این موارد باید هوشیار و آگاه باشند.

وی افزود: فرزندی که در خانه شاهد سوء رفتار والدین و منازعه آنان با یکدیگر و مهمتر از همه دروغگویی بزرگترها است، مانند کودکی‌ است که قربانی‌ سوءرفتار والدین قرار ‌‌گرفته و لذا این دسته از فرزندان دچار اختلال رفتاری‌ خواهند شد.

*همدلی با فرزندان

این روانشناس گفت: والدین در مواردی که کودک شاهد مشاجره والدین است، برای جلوگیری از بوجود آمدن اختلالات روانی، با کودک همدلی‌ کنند. به او بگویند می ‌‌دانیم رفتار ما تو را نگران یا عصبی‌ کرده، متأسف هستیم که شاهد دعوای‌ ما بودی‌. تلاش می کنیم تکرار نشود‌. با این دلداری دادن ضمن ایجاد امنیت خاطر اگر همه چیز رو به‌ راه شد، اجازه دهید فرزند شما از جریان بوجود آمده مطلع شود و نیازی‌ نیست جزئیات بیشتری را برایش شرح دهید، ولی‌ او باید بداند که وضعیت اختلاف پدر و مادر بر سر چیست.

منبع: ایرنا

 

کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.