2022/05/22
۱۴۰۱ يکشنبه ۱ خرداد
دیباچه
نجات دختری که گول حرفهای عاشقانه پسری را خورده بود

نجات دختری که گول حرفهای عاشقانه پسری را خورده بود

انکار عشق جوان دروغگو دختر را نجات داد اینجا را بخوانید

جامعه پویا -آن قدر به جملات عاشقانه و تعریف و تمجیدهایش دل بسته بودم که احساس می کردم او تنها همای سعادتی است که می تواند من و مادرم را خوشبخت کند اما وقتی به کلانتری آمدم تازه فهمیدم که ...

 


دختر 18 ساله که توسط ماموران انتظامی به کلانتری هدایت شده بود با بیان این که قصد رفتن به خانه مجردی یک جوان 25 ساله را داشته است، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری امام رضا (ع) مشهد گفت: چهارمین فرزند یک خانواده شش نفره هستم و سه برادر بزرگ تر از خودم دارم که ازدواج کرده اند و به دنبال سرنوشت خودشان رفته اند. سه سال بیشتر نداشتم که سرنوشتم در مسیر تباهی رقم خورد چرا که پدر ومادرم از یکدیگر طلاق گرفتند و من از مهر و عاطفه پدری محروم شدم. پدرم به مواد مخدر اعتیاد داشت و نمی توانست هزینه های زندگی را تامین کند .در این شرایط مادرم سرپرستی مرا به عهده گرفت و مجبور شد در خانه های مردم کار کند تا زندگی مرا سروسامان بدهد این درحالی بود که برادرانم نیز کارگر ساده بودند و نمی توانستند به مادرم کمک کنند به همین دلیل من از همان دوران کودکی طعم فقر را چشیدم و هیچ وقت به خواسته ها و آرزوهایم نرسیدم.

 


عشق مجازی


 وقتی به سن نوجوانی رسیدم قصد داشتم بیرون از منزل کار کنم اما مادرم هیچ گاه این اجازه را به من نداد تا این که حدود شش ماه قبل در یکی از شبکه های اجتماعی فضای مجازی با پسر جوانی آشنا شدم که مدعی بود عاشقم شده است. «جلال» با جملات عاشقانه و پیامک هایی که برایم ارسال می کرد از عشق و علاقه بی حد و حصرش سخن می گفت و آن قدر از زیبایی ها و اخلاق و رفتار مودبانه من تعریف و تمجید می کرد که من هم به او دل بستم.«جلال» که خود را جوانی بازاری و پولدار معرفی می کرد به من قول داد نه تنها خوشبختم می کند بلکه مادرم را نیز مورد حمایت مالی قرار می دهد. این گونه بود که احساس کردم همای سعادت بر شانه ام نشسته است و پس از ازدواج با آن جوان 25 ساله رنگ خوشبختی را خواهم دید. در این شرایط جلال خیلی اصرار می کرد برای دیدار حضوری و گفت وگو درباره آینده به منزل مجردی او بروم. من هم بدون تامل سوار بر اتوبوس شدم و از یکی از شهرک های حاشیه شهر به سمت میدان بسیج آمدم و در محل قرار منتظر جلال بودم که مورد ظن نیروهای گشت کلانتری قرار گرفتم. 

گزارش خراسان حاکی است در پی ادعاهای این دختر جوان بلافاصله مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری با راهنمایی سرهنگ شریفی ( رئیس کلانتری امام رضا (ع)) با جوان 25 ساله تماس گرفت اما او وقتی متوجه شد که دختر 18 ساله در حمایت نیروهای انتظامی قرار دارد هرگونه ارتباط با «فرانک» را انکار کرد و مدعی شد به هیچ وجه قصد ازدواج با دختری را ندارد که معلوم نیست با چند نفر دیگر در فضاهای مجازی ارتباط دارد و ...  شایان ذکر است دختر جوان که تازه فهمیده بود با حضور به موقع پلیس از چنگ یک جوان هوسران نجات یافته است با چشمانی اشکبار به قدردانی از نیروهای گشت پرداخت و دقایقی بعد در حالی که مادرش با نگرانی وارد کلانتری شده بود او را در آغوش گرفت و ...
 

 

پیشنهادات ما
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.