2021/12/08
۱۴۰۰ چهارشنبه ۱۷ آذر
دیباچه
مردی برای تامین هزینه های مواد دو فرزند شیرخوره اش را فروخت !

مردی برای تامین هزینه های مواد دو فرزند شیرخوره اش را فروخت !

زنی از جنایت هولناک شوهرخواهرش پرده برداشت و مدعی شد او دو فرزندش را فروخته است. اینجا را بخوانید

جامعه پویا -وقتی دیدم شوهر خواهرم زندگی را به کام خانواده اش تلخ کرده است و همواره خواهرم را کتک می زند و حتی به خاطر اعتیادش تاکنون سه نوزاد شیرخواره را فروخته است دیگر طاقت نیاوردم و...

 


زن 33ساله مهاجر با بیان این که قصد طلاق از همسر معتادم را دارم اما همزمان 15 خانواده در آستانه جدایی از یکدیگر قرار گرفته اند درباره داستان زندگی خود به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: من و همسرم از مهاجران افغانستانی هستیم که به همراه تعداد زیادی از بستگانمان در ایران زندگی می کنیم اما ماجرای ازدواج های فامیلی ما از 20 سال قبل زمانی آغاز شد که خواهر بزرگم با جوانی به نام "جواد" ازدواج کرد. شوهر خواهرم که معتاد به شیشه بود اخلاق و رفتار تندی داشت و مدام خواهرم را کتک می زد .

 

هیچ کس نمی‌توانست در برابر پرخاشگری های او مقاومت کند به گونه ای که برای تامین هزینه های اعتیادش نوزادان شیرخواره را می فروخت ولی کسی جرئت مخالفت با او را نداشت . من که اوضاع را این گونه دیدم در زندگی آن ها دخالت کردم و بالاخره طلاق خواهرم را گرفتم اما جواد ، فرزندان خواهرم را از او گرفت و اجازه نداد آن ها را ببیند به همین دلیل خواهرم مجبور شد دوباره با همسرش ازدواج کند. بعد از این ماجرا جواد ، خواهرم را به افغانستان برد و اجازه نداد به ایران بازگردد . خلاصه 2 سال بعد از این موضوع پدر جواد به خواستگاری من آمد و با این شرط که یک دختر می دهم و یک دختر می گیرم ، مرا برای"محمود" خواستگاری کرد و من و خواهرم در حالی جاری شدیم که برادرم نیز با خواهر شوهرم ازدواج کرد .

 

بعد از آن هم این ازدواج های فامیلی به 15 خانواده رسید چرا که بزرگ ترها معتقد بودند اختلافات خانوادگی در این گونه ازدواج ها وجود نخواهد داشت. اوایل زندگی خوب و آرامی داشتم اما آرام آرام شوهرخواهرم زیر پای همسرم نشست و محمود را به مصرف مواد مخدر آلوده کرد. حالا دیگر زندگی من هم به جهنمی وحشتناک تبدیل شده بود . محمود ، من و فرزندانم را کتک می زد به طوری که کاری از دستم برنمی آمد . من زندگی وحشتناک خواهرم را دیده بودم و امیدی به ادامه این زندگی مشترک نداشتم و به همین دلیل به دادگاه رفتم و تقاضای طلاق دادم ولی بعد از این ماجرا 15 خانواده ای که به طور فامیلی ازدواج کرده ایم با دستاویز قرار دادن طلاق من و محمود در آستانه فروپاشی قرار گرفته اند و می خواهند از هم جدا شوند و...
گزارش خراسان حاکی است با راهنمایی و دستورات سرگرد یعقوبی (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) محمود به دایره مشاوره و مددکاری اجتماعی دعوت شد و تصمیم به ترک اعتیاد گرفت. بعد از آن هم او و همسرش آشتی کردند و به زندگی مشترک بازگشتند اما در این میان دو خانواده دیگر هنوز بر تصمیم طلاق اصرار دارند که تلاش مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی برای گفت و گوهای روان شناختی با آن ها همچنان ادامه دارد.  
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

منبع : خراسان

 

صفحه اصلی گاج مارکت
کلید واژه
دیدگاه‌ها

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.